خوابی و خواب می بینی خودتو تو شهر مهتاب میبینی

تابستونه ولی داره برف میاد ارابه مرگ بدون اسب میاد

تو که مردی، حتی قبر نداری داری می خونی، ولی سر نداری

چشم به هم می زنی حالا پاییزه جای برگ از درختا خون میریزه

قطره قطره داره جمع میشه سیل خون توی گورت پر میشه

واسه آدما مثل سایه شدی توی قبر چپیدی و خفه شدی

مازح ، داره یبار دیگه ، توی چهار چوب در ، حکم قتال رو میده

تاریک و روشنه، اتاق تاریکه یکی یواش در گوشت باز میگه

پسر ته خطی، تموم شد مهلتت از خواب بیدار شدی، تیغه روی گردنت
این دیگه یه خواب نیست، حقیقت محضه پایان صدای زوزه های سگ رذله

این خواب بد تا ابد باهاته پسر تاریکیش چشماتو کور کرده، چه بد

تو میپری از خواب، تو همون اتاق کاغذ تو دستت ، حکم ارتداد

قطره های خون روی کاغذ سفید باز دوباره از خواب، مرتدی پرید

مازح ، داره یبار دیگه ، توی چهار چوب در ، حکم قتال رو میده

+یهو یاد یه تیکه ازین اهنگه که خعلییی وخت پیشا گوش میدادم افتادم.. سرچ کردم.. شاهین بود:)

[ بازدید : 3 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

[ جمعه 19 آبان 1396 ] [ 20:21 ] [ ●دُخدرِ نآخلف بآبآم :|● ]

[ ]

نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ ربات اینستاگرام دانلود آهنگ جدید بهنام بانی بدنسازی خرید عطر مرجع آنتی ویروس ایران ثبت شرکت download free movies
بستن تبلیغات [X]